nine times out of ten
/naɪn taɪmz aʊt əv ten/
اغلب اوقات؛ نُه از ده بار
Insincere; saying different things to different people.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Don't trust him — he's two-faced.
بهش اعتماد نکن؛ دوروست.
It was two-faced of her to smile and then complain behind my back.
دورویی بود که لبخند بزند و پشت سرم غر بزند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای انتقاد از دورویی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
two faces person
two-faced
صفت مرکب two-faced است.