پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

two-faced

/ˌtuː ˈfeɪst/TOO-FAYST

دورو

تعریف انگلیسی

Insincere; saying different things to different people.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Don't trust him — he's two-faced.

    بهش اعتماد نکن؛ دوروست.

  2. It was two-faced of her to smile and then complain behind my back.

    دورویی بود که لبخند بزند و پشت سرم غر بزند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای انتقاد از دورویی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • two faces person

    two-faced

    صفت مرکب two-faced است.