پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

work on

/wɜːrk ɑːn/WURK ON

روی چیزی کار کردن

تعریف انگلیسی

To spend time improving or building something.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I'm working on my pronunciation.

    دارم روی تلفظم کار می‌کنم.

  2. She's been working on the design all week.

    تمام هفته روی طراحی کار کرده.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

دربارهٔ مهارت، پروژه و رابطه.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • work in my pronunciation

    work on my pronunciation

    حرف اضافهٔ این فعل on است.