work up
/wɜːrk ʌp/
کمکم ساختن؛ به وجود آوردن
To spend time improving or building something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I'm working on my pronunciation.
دارم روی تلفظم کار میکنم.
She's been working on the design all week.
تمام هفته روی طراحی کار کرده.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دربارهٔ مهارت، پروژه و رابطه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
work in my pronunciation
work on my pronunciation
حرف اضافهٔ این فعل on است.