pay attention
/ˌpeɪ əˈtenʃn/
توجه کردن؛ دقت کردن
حواس پرت شدن؛ به جایی خیره شدن و توجه نکردن
To stop paying attention and let your mind wander.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Sorry, I zoned out — what did you say?
ببخشید، حواسم پرت شد؛ چی گفتی؟
I always zone out during long meetings.
در جلسههای طولانی همیشه حواسم میرود.
Did you get any of that? — Sorry, I totally zoned out.
چیزی از اون فهمیدی؟ — ببخشید، کلاً حواسم پرت شد.
سر کلاسI zone out on the bus and miss my stop all the time.
توی اتوبوس حواسم پرت میشه و همیشه ایستگاهم رو رد میکنم.
زندگی روزمرهچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
zone یعنی «منطقه». کسی که zone out میکند انگار ذهنش از «منطقهٔ» گفتوگو بیرون رفته است؛ برعکسِ in the zone که یعنی کاملاً متمرکز. در اسلنگ آمریکایی نیمهٔ دوم قرن بیستم رایج شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
اعتراف خودمانی به بیتوجهی.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
zone off
zone out
out ثابت است.