پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

a breath of fresh air

/ə breθ əv freʃ er/uh BRETH uv FRESH AIR

حال‌وهوای تازه؛ تغییر خوشایند

تعریف انگلیسی

Something new and refreshingly different.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The new coach is a breath of fresh air for the team.

    مربی جدید برای تیم یک حال‌وهوای تازه است.

  2. Her honesty was a breath of fresh air.

    صداقتش خوشایند و تازه بود.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای تعریف از تغییر مثبت.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a breathe of fresh air

    a breath of fresh air

    اسم درست breath است.