پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB2· بالاتر از متوسطخنثی

a close call

/ə kloʊs kɔːl/uh KLOHSS KAWL

مو لای درزش نمی‌رفت؛ به‌خیر گذشت

تعریف انگلیسی

A situation where something bad almost happened.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. That was a close call — the car missed us by inches.

    به‌خیر گذشت؛ ماشین چند سانتی‌متر با ما فاصله داشت.

  2. We caught the last train, but it was a close call.

    به آخرین قطار رسیدیم، ولی مو لای درزش نمی‌رفت.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

بعد از خطری که به‌سختی رفع شده است.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a closed call

    a close call

    صفت درست close است، نه closed.