پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB1· متوسطخنثی

break the law

/ˌbreɪk ðə ˈlɔː/BRAYK thuh LAW

قانون‌شکنی کردن

تعریف انگلیسی

To do something illegal.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Parking here breaks the law.

    پارک کردن اینجا خلاف قانون است.

  2. He didn't realise he was breaking the law.

    متوجه نبود که دارد قانون‌شکنی می‌کند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

حقوقی و روزمره.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • cross the law

    break the law

    فعل break است.