get in touch
/ɡet ɪn tʌtʃ/
تماس گرفتن؛ در ارتباط بودن
به دردسر افتادن
To do something that causes problems for you.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He got into trouble for arriving late.
به خاطر دیر آمدن به دردسر افتاد.
Don't get into trouble while I'm away.
تا من نیستم دردسر درست نکن.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در مدرسه، خانه و محل کار.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
get into a trouble for being late
get into trouble for being late
در این ترکیب trouble حرف تعریف نمیگیرد.