take care of
/teɪk ker əv/
مراقبت کردن؛ رسیدگی کردن
To do something to deal with a problem.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The council must take action on air quality.
شورا باید دربارهٔ کیفیت هوا اقدام کند.
We took immediate action to fix the leak.
برای رفع نشتی فوراً اقدام کردیم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در اخبار و مکاتبات رسمی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
take an action on air quality
take action on air quality
در این معنا action حرف تعریف نمیگیرد.