پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB1· متوسطخنثی

take action

/teɪk ˈækʃən/TAYK AK-shun

اقدام کردن

تعریف انگلیسی

To do something to deal with a problem.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The council must take action on air quality.

    شورا باید دربارهٔ کیفیت هوا اقدام کند.

  2. We took immediate action to fix the leak.

    برای رفع نشتی فوراً اقدام کردیم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در اخبار و مکاتبات رسمی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • take an action on air quality

    take action on air quality

    در این معنا action حرف تعریف نمی‌گیرد.