پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB1· متوسطخنثی

take care of

/teɪk ker əv/TAYK KAIR uv

مراقبت کردن؛ رسیدگی کردن

تعریف انگلیسی

To look after someone, or to deal with a task.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. She takes care of her grandmother.

    از مادربزرگش مراقبت می‌کند.

  2. Don't worry, I'll take care of the booking.

    نگران نباش، رزرو را من انجام می‌دهم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

هم برای مراقبت از افراد و هم انجام کارها.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • take care from her grandmother

    take care of her grandmother

    حرف اضافهٔ ثابت این ترکیب of است.