take an interest in
/teɪk ən ˈɪntrəst ɪn/
به چیزی علاقه نشان دادن
To look after someone, or to deal with a task.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
She takes care of her grandmother.
از مادربزرگش مراقبت میکند.
Don't worry, I'll take care of the booking.
نگران نباش، رزرو را من انجام میدهم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
هم برای مراقبت از افراد و هم انجام کارها.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
take care from her grandmother
take care of her grandmother
حرف اضافهٔ ثابت این ترکیب of است.