meet halfway
/miːt ˈhæfweɪ/
به توافق میانه رسیدن
شرط قطعیِ بههمزنندهٔ معامله
A condition that would make you refuse an agreement.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
A two-year contract is a deal-breaker for us.
قرارداد دوساله برای ما شرط بههمزننده است.
The location wasn't a deal-breaker.
موقعیت مکانی مسئلهٔ بههمزنندهای نبود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در مذاکره و حتی روابط شخصی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a deal breaking for us
a deal-breaker for us
شکل اسمی این ترکیب deal-breaker است.