پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

a hard nut to crack

/ə hɑːrd nʌt tə kræk/uh HARD NUT tuh KRAK

مسئله یا آدم سخت و پیچیده

تعریف انگلیسی

A difficult problem or a person who is hard to understand.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The last question was a hard nut to crack.

    سؤال آخر واقعاً سخت بود.

  2. She's a hard nut to crack; nobody knows what she thinks.

    شناختنش سخت است؛ هیچ‌کس نمی‌داند چه فکری می‌کند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای مشکل یا شخص دشوار.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a hard nut for cracking

    a hard nut to crack

    این اصطلاح با مصدر to crack می‌آید.