a golden opportunity
/ə ˈɡoʊldən ˌɑːpərˈtuːnəti/
فرصت طلایی
روزنهی امید در دل مشکل
A positive aspect of a bad situation.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The silver lining of losing the job was more time with my kids.
روزنهی امید از دست دادن شغل، وقت بیشتر با بچههایم بود.
Every setback has a silver lining.
هر شکستی روزنهی امیدی دارد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای دلداری و مثبتنگری.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a silver line
a silver lining
اسم درست lining است.