پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

a tough cookie

/ə tʌf ˈkʊki/uh TUF KUK-ee

آدم سرسخت و مقاوم

تعریف انگلیسی

A strong, determined person who is not easily hurt.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Don't worry about her; she's a tough cookie.

    نگرانش نباش؛ آدم سرسختی است.

  2. You need to be a tough cookie to survive in this business.

    برای دوام آوردن در این کار باید سرسخت باشی.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای تحسین مقاومت روحی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a tough cooky

    a tough cookie

    املای درست cookie است.