a chicken-and-egg situation
/ə ˈtʃɪkɪn ənd eɡ ˌsɪtʃuˈeɪʃən/
معمای مرغ و تخممرغ
تقلیدکننده؛ کپیکار
Someone who copies what another person does.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Stop being a copycat and design your own logo.
کپیکاری را بگذار کنار و لوگوی خودت را طراحی کن.
The film has spawned dozens of copycats.
این فیلم دهها تقلید به دنبال داشته است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای انتقاد از تقلید، در مدرسه یا در کسبوکار.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a copy cat person
a copycat
این کلمه سرهم نوشته میشود و خودش به شخص اشاره دارد.