chicken out
/ˈtʃɪkɪn aʊt/
جا زدن؛ از ترس منصرف شدن
جوجه را آخر پاییز میشمارند
Don't rely on something good before it has actually happened.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
You haven't got the job yet, so don't count your chickens.
هنوز کار را نگرفتهای، پس جوجه را آخر پاییز بشمار.
I know the deal looks good, but let's not count our chickens before they hatch.
میدانم معامله خوب به نظر میرسد، ولی پیش از قطعی شدن خوشحال نشویم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای هشدار دربارهی برنامهریزی روی چیزی که هنوز قطعی نیست.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
don't count your chickens before they're hatched eggs
don't count your chickens before they hatch
شکل رایج ضربالمثل با hatch است.