پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

chicken out

/ˈtʃɪkɪn aʊt/CHIK-in OWT

جا زدن؛ از ترس منصرف شدن

تعریف انگلیسی

To decide not to do something because you are afraid.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I was going to ask her out, but I chickened out.

    می‌خواستم ازش درخواست قرار کنم، ولی جا زدم.

  2. Don't chicken out now — you're already at the top of the slide.

    حالا جا نزن؛ دیگر بالای سرسره‌ای.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای انصراف از سر ترس، با لحن دوستانه یا انتقادی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • chicken out from the race

    chicken out of the race

    بعد از chicken out حرف اضافه‌ی of می‌آید.