a huge difference
/ə hjuːdʒ ˈdɪfrəns/
تفاوت چشمگیر
تصمیم سخت
A difficult choice to make.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Leaving the job was a tough decision.
ترک آن شغل تصمیم سختی بود.
We faced a tough decision about the house.
دربارهٔ خانه با تصمیم سختی روبهرو بودیم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دربارهٔ انتخابهای مهم زندگی و کار.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a hard decision to take
a tough decision to make
همآیند decision در انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی فعل make است.