اصطلاحA2
at first
/ət fɜːrst/
اولش؛ در ابتدا
خنثی#زمان
Suddenly and unexpectedly.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
All of a sudden, the lights went out.
یکدفعه چراغها خاموش شد.
We were chatting, and all of a sudden she started crying.
داشتیم گپ میزدیم که یکدفعه زد زیر گریه.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در تعریف ماجرا، برای اتفاقی که بیخبر رخ میدهد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
all of sudden
all of a sudden
a را جا نینداز.