in advance
/ɪn ədˈvæns/
از قبل؛ پیشاپیش
دقیقهٔ نود
At the latest possible moment.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He always does his homework at the last minute.
همیشه تکالیفش را دقیقهٔ نود انجام میدهد.
They cancelled the trip at the last minute.
دقیقهٔ نود سفر را لغو کردند.
چرا این عبارت این معنی را میدهد؟
«دقیقهٔ نود»
معادل است، نه ترجمه — در همین موقعیت یک فارسیزبان همین را میگوید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای کاری که درست قبل از دیر شدن انجام میشود.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
in the last minute
at the last minute
حرف اضافهٔ این اصطلاح at است.