اصطلاحA2
all day long
/ɔːl deɪ lɔːŋ/
تمام روز
خنثی#زمان
From the beginning; the whole time.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I knew all along that he was lying.
از همان اول میدانستم دروغ میگوید.
The keys were in my pocket all along!
کلیدها از اول توی جیبم بود!
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی چیزی را بعداً کشف میکنی که از اول درست بوده.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
I knew it all long.
I knew it all along.
کلمهٔ دوم along است، نه long.