on sale
/ɑːn seɪl/
حراج؛ در فروش
Not knowing what to do or say.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I'm at a loss for words.
زبانم بند آمده.
Doctors are at a loss to explain it.
پزشکان نمیدانند چطور توضیحش بدهند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی از تعجب یا سردرگمی نمیدانی چه کنی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
I'm in a loss.
I'm at a loss.
حرف اضافهٔ این اصطلاح at است.