two-faced
/ˌtuː ˈfeɪst/
دورو
درهموبرهم؛ آشفته
In a state of confusion or disorder.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The office was at sixes and sevens after the move.
بعد از جابهجایی، اداره درهموبرهم بود.
I'm at sixes and sevens about what to do.
دربارهی اینکه چه کنم کاملاً سردرگمم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
بیشتر بریتانیایی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
at six and seven
at sixes and sevens
هر دو عدد جمع هستند.