hit the nail on the head
/ˌhɪt ðə ˌneɪl ɑːn ðə ˈhed/
دقیقاً زدن به هدف؛ چیزی را کاملاً درست و دقیق گفتن
راه را اشتباه رفتن؛ مقصر یا راهحل را اشتباه گرفتن
Looking for a solution or blaming someone in the wrong place.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
If you think I took your charger, you're barking up the wrong tree.
اگر فکر میکنی من شارژرت را برداشتهام، اشتباه گرفتهای.
They spent months on the wrong cause — they were barking up the wrong tree.
ماهها روی دلیل اشتباه کار کردند؛ راه را اشتباه رفته بودند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی کسی در جای اشتباهی دنبال جواب یا مقصر میگردد.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
ظرافتهای معنایی و زبان طبیعی native
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
barking at the wrong tree
barking up the wrong tree
up ثابت است.