make sense
/ˌmeɪk ˈsens/
منطقی بودن؛ قابل فهم بودن
عقل سلیم
Practical good judgement that most people have.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Use your common sense — don't share your password.
عقل سلیم را به کار بگیر؛ رمزت را با کسی به اشتراک نگذار.
It's just common sense to check the weather before hiking.
چک کردن هوا قبل از کوهنوردی چیزی جز عقل سلیم نیست.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
توصیهی بدیهی، انتقاد از بیفکری.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a common sense
common sense
بدون a.