پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

deal with

/ˈdiːl wɪð/DEEL with

رسیدگی کردن به؛ کنار آمدن با؛ سر و کار داشتن با

تعریف انگلیسی

To handle a problem, task or person.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I'll deal with the complaints this afternoon.

    امروز بعدازظهر به شکایت‌ها رسیدگی می‌کنم.

  2. She's good at dealing with difficult customers.

    در برخورد با مشتری‌های سخت مهارت دارد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

بسیار پرکاربرد در کار؛ هم برای مشکلات هم برای افراد.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • deal the problem

    deal with the problem

    with لازم است.