deal with
/ˈdiːl wɪð/
رسیدگی کردن به؛ کنار آمدن با؛ سر و کار داشتن با
انجام دادن؛ اجرا کردن (برنامه، تحقیق، دستور)
To do or complete a task, plan or piece of research.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The team carried out a survey of 500 users.
تیم نظرسنجیای با ۵۰۰ کاربر انجام داد.
Repairs will be carried out next week.
تعمیرات هفتهی آینده انجام میشود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
رسمیتر از do؛ در گزارشها و مقالات: carry out research / tests / an inspection.
مناسب نوشتار رسمی، مقالات، گزارشها و ایمیلهای اداری
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
carry on a survey
carry out a survey
carry on یعنی ادامه دادن.