do the dishes
/duː ðə ˈdɪʃɪz/
ظرف شستن
کسبوکار کردن؛ معامله کردن
To trade or work with a person or company.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We've done business with them for ten years.
ده سال است با آنها کار میکنیم.
It's a pleasure to do business with you.
از همکاری با شما خوشحالم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در مکاتبات و مذاکرات کاری.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
make business with them
do business with them
همآیند business در این معنا فعل do است.