پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB1· متوسطخنثی

make a living

/meɪk ə ˈlɪvɪŋ/MAYK uh LIV-ing

امرار معاش کردن

تعریف انگلیسی

To earn enough money to live on.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. He makes a living as a translator.

    از راه ترجمه امرار معاش می‌کند.

  2. It's hard to make a living from music.

    با موسیقی سخت می‌شود زندگی را گذراند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

دربارهٔ منبع درآمد اصلی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • do a living as a translator

    make a living as a translator

    هم‌آیند living فعل make است.