پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

first-rate

/ˌfɜːrst ˈreɪt/FURST-RAYT

درجه‌یک

تعریف انگلیسی

Of the highest quality; excellent.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The hotel has a first-rate restaurant.

    هتل یک رستوران درجه‌یک دارد.

  2. She's a first-rate lawyer.

    او وکیل درجه‌یکی است.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای تعریف از کیفیت چیزی یا کسی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a first rated hotel

    a first-rate hotel

    شکل درست first-rate با خط تیره است.