پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

get around to

/ɡet əˈraʊnd tuː/get uh-ROWND too

بالاخره فرصت انجام کاری را پیدا کردن

تعریف انگلیسی

To finally do something you have been meaning to do.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I never got around to reading that book.

    هیچ‌وقت فرصت نکردم آن کتاب را بخوانم.

  2. We'll get around to fixing the fence this weekend.

    این آخر هفته بالاخره حصار را تعمیر می‌کنیم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای کارهای عقب‌افتاده.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • get around to fix it

    get around to fixing it

    بعد از get around to فعل ing می‌آید.