take out
/teɪk aʊt/
بیرون بردن؛ غذا بیرونبر گرفتن؛ وام گرفتن
To start a hobby, or to use time or space.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I've taken up yoga this year.
امسال یوگا را شروع کردهام.
The piano takes up half the room.
پیانو نصف اتاق را گرفته.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای سرگرمی جدید یا اشغال فضا.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
take up to play yoga
take up yoga
بعد از take up اسم یا فعل ing میآید.