پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

get cold feet

/ɡet koʊld fiːt/get KOHLD FEET

پا پس کشیدن؛ لحظه‌ی آخر ترسیدن

تعریف انگلیسی

To suddenly become too nervous to do something you had planned.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. He got cold feet the night before the wedding.

    شب قبل از عروسی پا پس کشید.

  2. Don't get cold feet now — you've prepared for months.

    حالا نترس و جا نزن؛ ماه‌ها آماده شده‌ای.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای تردید و ترس ناگهانی پیش از یک تصمیم بزرگ.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • He took cold feet.

    He got cold feet.

    فعل این اصطلاح get است.