twist someone's arm
/twɪst ˈsʌmwʌnz ɑːrm/
کسی را (به شوخی) مجبور کردن
روی اعصاب رفتن؛ کلافه کردن
To annoy someone deeply, or to affect them strongly.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Don't let his comments get under your skin.
نگذار حرفهایش روی اعصابت برود.
That song really got under my skin.
آن آهنگ حسابی توی ذهنم ماند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای آزار پیوسته یا تأثیر عمیق (مثبت یا منفی).
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
get on your skin
get under your skin
حرف اضافهی این اصطلاح under است.