پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

give in

/ˌɡɪv ˈɪn/GIV IN

تسلیم شدن؛ کوتاه آمدن

تعریف انگلیسی

To finally agree to something you had been resisting.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The kids begged for ice cream until I gave in.

    بچه‌ها آن‌قدر بستنی خواستند تا کوتاه آمدم.

  2. Don't give in to pressure.

    در برابر فشار تسلیم نشو.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

کوتاه آمدن در بحث یا در برابر خواسته‌ی دیگران.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • give in the pressure

    give in to the pressure

    to لازم است.