the apple of my eye
/ði ˈæpəl əv maɪ aɪ/
نور چشم؛ عزیزدردانه
دیوانه شدن (از خوشحالی یا عصبانیت)
To become very excited or very angry.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The crowd went bananas when the band came on.
وقتی گروه آمد، جمعیت دیوانه شد.
My mum will go bananas if I'm late again.
اگر دوباره دیر کنم مامانم دیوانه میشود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای هیجان یا خشم شدید، غیررسمی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
go banana
go bananas
در این اصطلاح bananas جمع است.