make progress
/ˌmeɪk ˈprɑːɡres/
پیشرفت کردن
Work that requires a lot of effort.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Learning a language takes hard work.
یادگیری زبان تلاش زیادی میخواهد.
Your hard work is paying off.
تلاش زیادت دارد نتیجه میدهد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تأکید بر زحمت و پشتکار لازم برای انجام کار.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
It takes a hard work.
It takes hard work.
پیش از work غیرقابلشمارش از a استفاده نمیشود.