پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB1· متوسطخنثی

hard work

/hɑːrd wɜːrk/hard wurk

تلاش زیاد؛ کار سخت

تعریف انگلیسی

Work that requires a lot of effort.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Learning a language takes hard work.

    یادگیری زبان تلاش زیادی می‌خواهد.

  2. Your hard work is paying off.

    تلاش زیادت دارد نتیجه می‌دهد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای تأکید بر زحمت و پشتکار لازم برای انجام کار.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • It takes a hard work.

    It takes hard work.

    پیش از work غیرقابل‌شمارش از a استفاده نمی‌شود.