go the extra mile
/ˌɡoʊ ði ˌekstrə ˈmaɪl/
بیشتر از حد انتظار تلاش کردن؛ سنگ تمام گذاشتن
تلاش کردن؛ زحمت کشیدن
To try hard to do something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Please make an effort to be on time.
لطفاً تلاش کن بهموقع برسی.
She made a real effort to learn everyone's name.
او واقعاً زحمت کشید تا اسم همه را یاد بگیرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
تلاش آگاهانه، اغلب در روابط و رفتار.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
do an effort
make an effort
فعل make است.