پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB1· متوسطخنثی

keep track of

/kiːp træk əv/KEEP TRAK uv

حساب چیزی را داشتن

تعریف انگلیسی

To stay informed about something or keep a record of it.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I use an app to keep track of my spending.

    با یک اپ حساب خرج‌هایم را نگه می‌دارم.

  2. It's hard to keep track of all the changes.

    سخت است حساب همهٔ تغییرات را داشته باشی.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای دنبال کردن و ثبت چیزی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • keep the track of

    keep track of

    در این اصطلاح the نمی‌آید.