have your head in the clouds
/hæv jʊr hed ɪn ðə klaʊdz/
توی هپروت بودن؛ خیالباف بودن
واقعبین و عملی بودن
To be sensible and realistic.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Despite the fame, she still has her feet on the ground.
با وجود شهرت، هنوز واقعبین و زمینی است.
We need a manager with both feet on the ground.
به مدیری نیاز داریم که واقعبین باشد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تحسین واقعبینی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
have your foot on the ground
have your feet on the ground
feet جمع است.