have your feet on the ground
/hæv jʊr fiːt ɑːn ðə ɡraʊnd/
واقعبین و عملی بودن
خاکی و بیادعا
Practical, sensible and not pretentious.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
For a celebrity, he's surprisingly down-to-earth.
برای یک آدم مشهور، بهطرز عجیبی خاکی است.
I like her down-to-earth approach to problems.
برخورد عملی و بیادعایش با مشکلات را دوست دارم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تعریف از سادگی و واقعبینی افراد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
down to the earth
down-to-earth
این صفت بدون the است.