down-to-earth
/ˌdaʊn tə ˈɜːrθ/
خاکی و بیادعا
دنبال رؤیاهای دستنیافتنی دویدن
To pursue goals that are unrealistic.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Stop chasing rainbows and get a steady job.
دنبال رؤیاهای دستنیافتنی ندو و یک کار ثابت پیدا کن.
Some say she's chasing rainbows with her music career.
بعضیها میگویند با کار موسیقی دنبال رؤیای محال است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای انتقاد از اهداف غیرواقعی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
chase the rainbow
chase rainbows
شکل ثابت اصطلاح با rainbows جمع است.