under a cloud
/ˈʌndər ə klaʊd/
زیر سایهی سوءظن یا رسوایی
توی هپروت بودن؛ خیالباف بودن
To be unrealistic or not paying attention to what is happening.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He's got his head in the clouds — he never notices deadlines.
سرش توی هپروت است؛ هیچوقت مهلتها را نمیبیند.
Stop walking around with your head in the clouds.
اینقدر توی خیالات نباش.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای انتقاد ملایم از بیتوجهی یا خیالبافی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
have your head on the clouds
have your head in the clouds
حرف اضافهی این اصطلاح in است.