from rags to riches
/frəm ræɡz tə ˈrɪtʃɪz/
از فرش به عرش
شانس بزرگ آوردن؛ بردن جایزهی بزرگ
To win or gain a lot suddenly.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We hit the jackpot with this apartment — cheap and central.
با این آپارتمان شانس بزرگی آوردیم؛ هم ارزان هم مرکزی.
She hit the jackpot when she found that job.
وقتی آن شغل را پیدا کرد، شانس بزرگی آورد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای موفقیت یا خوششانسی ناگهانی، مالی یا غیرمالی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
hit a jackpot
hit the jackpot
این اصطلاح با the میآید.