پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

hit the jackpot

/hɪt ðə ˈdʒækpɑːt/HIT thuh JAK-pot

شانس بزرگ آوردن؛ بردن جایزه‌ی بزرگ

تعریف انگلیسی

To win or gain a lot suddenly.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. We hit the jackpot with this apartment — cheap and central.

    با این آپارتمان شانس بزرگی آوردیم؛ هم ارزان هم مرکزی.

  2. She hit the jackpot when she found that job.

    وقتی آن شغل را پیدا کرد، شانس بزرگی آورد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای موفقیت یا خوش‌شانسی ناگهانی، مالی یا غیرمالی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • hit a jackpot

    hit the jackpot

    این اصطلاح با the می‌آید.