daylight robbery
/ˈdeɪlaɪt ˈrɑːbəri/
دزدی آشکار؛ گرانفروشی وقیحانه
بیش از درآمد خرج کردن
To spend more money than you earn.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
They lived beyond their means and ended up in debt.
بیش از درآمدشان خرج کردند و بدهکار شدند.
Credit cards make it easy to live beyond your means.
کارت اعتباری خرج کردن بیش از توان را آسان میکند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دربارهی مدیریت مالی شخصی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
live over your means
live beyond your means
حرف اضافهی این اصطلاح beyond است.