پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

hit the roof

/hɪt ðə ruːf/HIT thuh ROOF

داد و بیداد راه انداختن؛ به شدت عصبانی شدن

تعریف انگلیسی

To become very angry.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Mum will hit the roof if she sees this mess.

    مامان اگر این به‌هم‌ریختگی را ببیند قیامت به پا می‌کند.

  2. The coach hit the roof after the defeat.

    مربی بعد از شکست خیلی عصبانی شد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای خشم شدید، اغلب در پیش‌بینی واکنش کسی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • hit on the roof

    hit the roof

    این اصطلاح به حرف اضافه نیاز ندارد.