پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB1· متوسطخنثی

in person

/ɪn ˈpɜːrsən/in PUR-sun

حضوری

تعریف انگلیسی

Physically present, not by phone, letter or online.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I'd rather discuss this in person.

    ترجیح می‌دهم حضوری درباره‌اش حرف بزنیم.

  2. You need to sign the form in person.

    باید فرم را حضوری امضا کنی.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در مقابل حالت آنلاین یا تلفنی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a personally meeting

    an in-person meeting

    برای صفت پیش از اسم، in-person با خط تیره می‌آید.