hit the road
/hɪt ðə roʊd/
راه افتادن
در لحظهی هیجان؛ بیفکر و در اوج احساس
Said or done without thinking because of strong emotion.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I said some things in the heat of the moment that I regret.
در اوج عصبانیت چیزهایی گفتم که پشیمانم.
Decisions made in the heat of the moment are rarely wise.
تصمیمهای لحظهای و احساسی بهندرت عاقلانهاند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای توجیه یا توضیح واکنش احساسی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
in the heat of moment
in the heat of the moment
moment با the میآید.