پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

jump ship

/dʒʌmp ʃɪp/JUMP SHIP

کشتی را ترک کردن؛ وسط کار رفتن

تعریف انگلیسی

To leave an organization suddenly, especially when it is in trouble.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Two engineers jumped ship before the launch.

    دو مهندس پیش از عرضه وسط کار رفتند.

  2. When the rumours started, staff began to jump ship.

    وقتی شایعه‌ها شروع شد، کارکنان شروع به رفتن کردند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در کار، با لحن انتقادی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • jump the ship

    jump ship

    این اصطلاح بدون the گفته می‌شود.