rock the boat
/rɑːk ðə boʊt/
آب را گلآلود کردن؛ جوّ را به هم زدن
کشتی را ترک کردن؛ وسط کار رفتن
To leave an organization suddenly, especially when it is in trouble.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Two engineers jumped ship before the launch.
دو مهندس پیش از عرضه وسط کار رفتند.
When the rumours started, staff began to jump ship.
وقتی شایعهها شروع شد، کارکنان شروع به رفتن کردند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در کار، با لحن انتقادی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
jump the ship
jump ship
این اصطلاح بدون the گفته میشود.